كاراته ؛ حكايت يك مويز و چهل قلندر
فدراسيون آشفته كاراته در حالي گذران امور ميكند كه صاحبان جديد آن بشدت ميكوشند صورت خود را با سيلي سرخ نگه دارند؛ ولي اعتصابها و قهرهاي پيدرپي اهالي آن به دلايل معلوم و نامعلوم همه دست به دست هم داده تا اين صورت سرخ كمكم به زردي بگرايد و به تبع آن، تيم ملي كاراته هم مايوسانهتر از گذشته، نااميدانه به آينده تاريك خود نگاه كند.
اينكه مسعود رهنما، مربي بركنار شده تيم ملي كاراته در نبود مربيان بزرگي چون دباغيان و رشيدي ادعاي بزرگي ميكند و فدراسيون را تهديد به «بمباران انتقاد» ميكند، خود نشان از تدبير نادرست بيتدبيران است. اگر مسعود رهنما مربياي مجرب و به قول خودش تحصيلكرده است، چرا بركنار ميشود؟ و اگر چنين نيست، اصلا چرا سكان هدايت تيم ملي به او سپرده شد؟
امروز آرينخو، مدير تازه منصوب شده تيمهاي ملي كاراته اعلام ميكند كه 36 بازيكن را به اردوي تيم ملي دعوت كرده است و صبح فردا خبرگزاريها روي خروجي خود مينويسند كه شب گذشته به علت تلفنهاي نامعلوم، جمعي از مليپوشان اردو را ترك گفتهاند.
البته اين در حالي است كه سليماني، سرمربي خواسته و ناخواسته تيم ملي كاراته در خبرها ادعا ميكند كه نفرات باقيمانده در اردو كفاف اعزام به مسابقات هنرهاي رزمي آسيا را ميدهند و هيچ نيازي به نفرات گريخته از اردو نيست البته ناگفته پيداست كه سليماني با اعلام اين مطلب در نظر داشته تا از همان ابتداي سرمربيگرياش در تيم ملي پرتلاطم كاراته گربه را دم حجله بكشد، حال اينكه با اوضاع پيشآمده به هدفش رسيده يا نه، برميگردد به نتايجي كه وي در مسابقات نامعلوم هنرهاي رزمي به دست خواهد آورد؛ نامعلوم به آن معنا كه به دليل اختلافات فدراسيون جهاني كاراته و كنفدراسيون كاراته آسيا ممكن است كاراته در بازيهاي آسيايي هنرهاي رزمي جايي نداشته باشد. حال بايد ديد كه اين موضوع به نفع سليماني است يا به ضرر او؟
به هر حال عليرضا آهي، سرپرست بيحاشيه فدراسيون پرحاشيه كاراته، كار بسيار دشواري پيشرو دارد، او آمده تا براي كاراته بيصاحب، صاحبي قدرتمند باشد. اينك بزرگترين پرسش اين است: «سرنوشت آهي با فدراسيون كاراته به كجا ميرسد؟» ما هم به انتظار مينشينيم.

